بحران در سرزمین عجایب


n0t_b00k_120x80__7_


زنم دل در گرو دریا‌ها دارد
و می‌گوید مرد باید دل در کف باد‌ها نهد
نمی دانم
شاید خدایان دریا‌ها زنده‌اند
و شاید نمی‌داند
باد‌ها جز برای پرچم‌ها نمی‌وزند. *


۱
‌بی‌شک حال و روز کنونی عکاسی حال و روز چندان خوبی نیست. هرچند آمار برگزاری نمایشگاه‌ها و جشنواره‌هایی که روز به روز بر تعدادشان افزوده می‌شود  کمی گول زننده است. اما عدم وجود سیاست‌های حرفه‌ای خوراک همه جشنواره‌ها را تبدیل به بسته‌های تکراری با چند نام تکراری کرده است. در عرصه نمایشگاهی نیز وضعیت مشابهی حاکم است. آنچه می‌تواند عکاسی را از وضعیت فعلی برهاند اقتصادی است که روز به روز شاهد عقب نشینی‌های پی در پی‌اش هستیم. همین حالا خیلی از هنرمندان نامی را می‌شناسم که چند مجموعه خوب روی دستشان باد کرده و عدم وجود فضای حرفه‌ای مانع از ارائه آثارشان شده است. و می‌دانیم که عدم ارائه در زمان خویش چه ضربه جبران ناپذیری است بر پیکره عکاسی معاصر و ضربه‌ای مضاعف بر پیکر خود هنرمند. آمار گالری‌ها را که نگاه می‌کنی تعجب آور است. نزدیک به ۲۰۰ گالری فقط در تهران. اما گالری حرفه‌ای که با روشی حرفه‌ای توام با نگاهی فرهنگی کار کند به جرات به اندازه نصف انگشتان یک دست نیست. در پی آن وضعیت فروش آثار هنری نیز چندان امیدوار کننده به نظر نمی‌رسد. به جز چند آرتیست که با توسل به تکرار عناصر مثله شده  مانند  چادر زنانه، علائم صفوی‌- قجری، و فتوشاپ خطوط شکسته نستعلیق کار می‌فروشند، کارهای بقیه در گوشه انبار‌ها خاک می‌خورد.


n0t_b00k_120x80__2_


۲
اما در این میان هستند هنرمندانی که به جای توسل به نشانه‌ها و علائم مستشرقانه ترجیح می‌دهند تخیلات خود را جدی بگیرند. جدی گرفتنی که ناشی از نگاهی اصیل به رخدادهای پیرامونی است. و تامل در این نگاه، منجر به خلق آثاری ارزشمند شده، بدون چشم‌داشت به بازارهای سید اسماعیلی.
 «مجید کورنگ بهشتی» بی‌شک یکی از اتفاقات عکاسی معاصر است. هر نمایشگاه او نیز یک رخدادی زیبایی‌شناختی محسوب می‌شود. دستمایه آثارش تخیل سیال و بی‌حد و حصر اوست. نقاشی خوانده اما به جای قلم مو ترجیح داده درون قاب‌هایش را با دوربین عکاسی بیاراید. آخرین نمایشگاه او، «یادداشت‌های شهر» نیز بی‌شک یک اتفاق است. یک اتفاق مبارک بدون تمایل و اعتنا به دلارهای عربی و دلالی‌های پشت پرده.

n0t_b00k_120x80__1_

n0t_b00k_120x80__6_

یادداشت‌های شهر را که مرور می‌کنی می‌شود رد هزار رخداد بیرونی را در آن جست. اما ارجاعات او به کاراکتر‌ها و رخدادهای اجتماعی ارجاعی بی‌واسطه نیست. با وجود عریان و تکان دهنده بودن، این بار نیز سیلان تخیلات او پدیدارهای درون کادر‌هایش را به جغرافیایی نامعلوم منتقل کرده است. معماری ناهمگون و بیرون از ریاضیات اقلیدسی در مجموعه حرف اول را می‌زند. گویی کورنگ بهشتی به رازهای معماری ناهماهنگ و نامتعارف پی برده است. جادوی مکان‌های غریب او در چند مجموعه آخرش کلید گشایش تخیل مخاطب است. هرچند در دنیایی ناشناخته. توجه به کارکرد رنگ نیز او را در بیان درونیات کاراکتر‌هایش یاری می‌رساند. آخرین نمایشگاه بهشتی مملو از قاب‌هایی تکان دهنده و در جهت خروج از مرزهای نمادین است. با وجودی که تخیل رمز بسته شدن نطفه این آثار گشته است، اما لزوما این عکس‌ها در گستره شکل بخشیدن به تمنای امر خیالی نمی‌گنجند، که برعکس در گستره فاجعه بعد از وقوع  امر واقع  شکل می‌پذیرد. امر واقعی که هر آن درکمین هجوم است.

n0t_b00k_120x80__8_

شاید بشود از لحاظ بیانی این مجموعه را در نقطه مقابل مجموعه «تهران بی‌تاریخ»  مهران مهاجر دانست. با اینکه  هر دو مجموعه از رخدادهای یک بازه زمانی مشخص سخن می‌گویند. اما هرکدام با لحن و زبانی متفاوت. هرچقدر مجموعه مهاجر مملو از کنایه و عاری از هیجان است، لحن بهشتی بی‌پرده، خشن و عریان می‌نماید. هرچقدر مجموعه مهاجر در دنیایی واقعگرا و عادی رخ می‌دهد، دنیای بهشتی دنیایی نامتعارف، غریب و تکان دهنده است. شهری شبیه دنیای عجیب فصل خیالی فیلم Total Recal ساخته پل ورهوفن. شهری که هیچ چیزش سر جایش نیست. نسبت‌ها، اندازه‌ها و آدم‌ها و... و در پایان دنیای منفعل و بدون انسان و سکوت مرگبار مجموعه مهاجر درست در نقطه مقابل دنیای  انسان‌های زخمی  آرمانگرای بهشتی  است. دنیای انسان‌هایی که درون بحرانی نافرجام وول می‌خورند.



۳
...

n0t b00k 120x80 (4)_1

n0t_b00k_120x80__3_


n0t_b00k_120x80__5_



۴
وقتی ژان فرانسوا لیوتار با اعلام مرگ روایت بزرگ، بروز و تولد هرگونه مانیفست فراگیر را ناممکن دانست، دیگر ایمان به رخدادی بزرگ از ما رخت بربسته است . اما گویی  «مجید کورنگ بهشتی»  هنوز مؤمنانه به قاب‌هایش می‌نگرد و هنوز می‌تواند رویاهای تلخش را مؤمنانه جدی بگیرد.
شاید هنوز خیال می‌کند خدایان دریا‌ها زنده‌اند!

---------------------------

*‌ ابراهیم رزم‌آرا (۱۳۴۶-۱۳۸۶)‌ ، شاعر فقید ارومیه ، از مجموعه هنوز مرا نیافریده‌اند. نشر آرویج
**  تمامی عکس‌ها از مجید کورنگ بهشتی ، مجموعه یادداشت‌های شهر

حسین اسماعیلی [ ۲۸ تير ۱۳۹۱ ]

برای من این نوشته های ارزشمند غنیمتیست تا بدانم در عکاسی راهی دراز و البته باریک و مقداری نه کم آمیخته با خطر فرارو قرار دارد و این مباحث به مثابه راه بلد است................پاسخ : موفق باشی جناب آقای اسماعیلی عزیز !


فاطــمهانتـــظار [ ۲۰ تير ۱۳۹۱ ]

مغتنم می‌شمارم این فرصت‌های کمیاب را برای یادگیری...سپاس................ پاسخ : ممنون خانم انتظار


zahra darvishian [ ۱۴ تير ۱۳۹۱ ]

entekhabe kalamate daghigh az shakhese haie matn haie shomast va in yani matn tasire khodash ra migozarad..........پاسخ : مرسی زهرای عزیز! گاهی ناگزیریم از بعضی انتخابها


مهدی تکلو (دوست کوچک و بی وفا ) [ ۰۸ تير ۱۳۹۱ ]

سلام استاد گرامی
اگر چه زبان با این همه بی وفایی قاصر است اما امروز شاخ غول کنکور را شکستم و قصد دارم عکاسی را از سر گیرم
به همین سبب نخست از شما کسب اجازه میکنم...

با سپاس فراوان . مهدی..................پاسخ : سلام ! خوش آمدی مهدی جان . همیشه هنرمندی و توانا . چه با دوربینت و چه با قلمت. ضمنا" .
خیلی عزیزی :)


م.صفرپور [ ۳۱ خرداد ۱۳۹۱ ]

انگار یک نفر همه جا حواسش هست! حتا وقتی هیچ کس حواسش نیست،دارد با تأنی تبدیل به درد میشود که اغلب در عنفوان پرسپکتیو ها جای دارد و مخاطب را در طول تصویر با درد خویش همزاد میکند!/سپاس از انتخاب خوبتان! ................. پاسخ : مرسی از نگاه تیز و موشکافانه‌ات محمد عزیز!


کسری کاکایی [ ۳۱ خرداد ۱۳۹۱ ]

درودبرعلیرضای عزیز
جای شما در سفریزد بسیار خالی بود
با صحبتهای شما درباره عکاسی امروز ایران موافقم متاسفانه بعضی ازعکاسان تعدادی از گالریهای معتبر رو برای خودگرفتند وبه کسی دیگراجازه معرفی نمیدهند
ولی باموضوعهای عکاسی امروز که مستعمل میدانید باشماموافق نیستم (بااحترام به شما)بعضی موضوعات حتا تکراریشان هم اگر ازلحاظ بصری قوی باشد چون نگاه منتقدانه است والبته دردمندانه بی لطف نیست مثلا موضوع جنگ جهانی چقدر کارشده بخصوص در سینما ولی همیشه تازگی دارد وموضوع استبداد و...
ممنون از معرفی این کار زیبای اقای کورنگ بهشتی که خلق این کارها تخیل قوی و مرارت بسیار میخواهد
از استفاده زیبای رنگها و دخول نشانه های سنتی درکنار زندگی امروز خیلی خوشم آمد
همیشه خوش وخرم باشید............. پاسخ : مرسی کسری عزیز! . من در نوشته ام بحثی در مورد موضوعات تکراری نداشتم. فقط در مورد جشنواره های قد و نیم قد بحثم عدم تمایز سیاستهای مدون و متمایز برای هر جشنواره بود و عدم وجود سلیقه و استیلی که یکی را از دیگری سوا کند مد نظرم بود. در مورد موضوع اتفاقا با شما موافقم . به شرط زاویه دید متمایز . سرفراز باشید.


روح اله ایزدشناس [ ۳۰ خرداد ۱۳۹۱ ]

سلام علیرضای عزیز
سپاس که در تهاجم نورخیره کننده ی عکاسی مبتنی بر بزرگنمایی ،تکرار و جشنواره پسندو کم حاصلِ امروزمان ؛ستاره های بظاهر کم فروغ این عرصه را ،بر راه گم کرده های تازه کاری چون من وما مینمایی.باشدکه بچالش کشیده شدن اینگونه مباحث، موردِنظربزرگان عکاسی واساتیدنیزواقع گردد.
............ پاسخ : ممنون جناب دکتر عزیز از توجهت. واقعیت آنست که بدون تعارف هرکسی که به نوعی درگیر عکاسی جدی است روزانه با تک تک این موارد سروکار دارد. من و شما نیز مستثنی نیستیم. متاسفانه فضای ارائه چندان فضای مناسبی نیست.ضمنا من خود را بیش از همه تازهکارتر میدانم :)


کاوه بغدادچی [ ۳۰ خرداد ۱۳۹۱ ]

ممنون از انرژی و وقتی که صرف می کنید برای معرفی عکاسی جهان به مخاطب ایرانی. کاش تعداد بیشتری از این جماعت عکاس ایرانی قدر می دونستند این حرکت ها رو ............. پاسخ : کاوه عزیز لطف تو به این حقیر شرمندم میکنه. مرسی از بودنت


مهدی مقیم نژاد [ ۳۰ خرداد ۱۳۹۱ ]

علیرضای عزیز
ممنون از مطلب شما
پاراگراف اول مطلبت مدخلی مناسب برای بحثی مفصل است. در این باره به شکل پراکنده چیزهایی گفته شده و چیزهای بسیاری نیز هنوز بجامانده است.
در مورد پاراگراف دوم که به بررسی مجموعه اخیر کورنگ بهشتی اختصاص دارد باید بگویم که با آن موافق نیستم. از آنجا که در این سال ها آثار او را خوب دنبال کرده و حتی مقدمه ی مفصلی نیز بر کتاب هنوز به چاپ نرسیده اش نوشتم بر خلاف شما بر این باورم که در این مجموعه اتفاقاً همان صور خیال ارزشمندی که به نظرم اصلی ترین خصیصه ی کارهای کورنگ به نظر می رسد رنگ می بازد. به عبارت دیگر، برخلاف مسیرهای مکعبی و هیچستان هنرمند دیگر تلاش ندارد تا خالق اتمسفری راز آلود و در عین حال با معنا برای کنکاش مخاطب باشد بلکه به عناصر ملموسی از واقعیت اجتماعی پیرامون ما متوسل می شود که حاصل کار متنی رک گو و پرگوست.
با رک گویی مشکلی ندارم و حتی نمونه هایی موفق نیز از این نوع رویکرد را نیز می توان متصور شد اما این استایل عکاسی دقت ، وسواس و ظرافت بیشتری را در طرح موضوع می طلبد. حالا که قرار است این عکس ها بی واسطه ما را با شرایط سیاسی اجتماعی فعلی ایران مواجه کنند پس می توانیم توقع انتخاب عناصری سنجیده تر، با برنامه تر و با اجرایی بسیار حرفه ای تر از این را داشته باشیم.
برخلاف نظر شما بر این اعتقادم که کورنگ نیز در مسیر فعالیت های خود نتوانسته به همان مخاطب و بازاری که از آن گفته ای بی اعتنا بماند و به همین دلیل به پیامی عامه فهم تر و ارجاعی تر در آثارش روی آورده است که شخصاً هنوز آن را جاافتاده و پخته نمی بینم. هرچند اگر پای خوشامد و جلب مخاطب و ماندن در گردونه متظاهرانه هنر معاصر به معنای ایرانی آن در میان باشد همین آثار نیز قابل اعتناست زیرا همه ی ما می دانیم نمونه هایی به غایت مبتذل را نیز می توان در عکاسی همین چند ساله ی ما سراغ گرفت.
................. پاسخ : ممنون جناب دکتر عزیز!
من نیز چون شما مجموعه‌های قبلی خصوصا" مجموعه تندیس‌های واژگون و دو مجموعه که نام بردید از آقای کورنگ بهشتی را به مراتب پخته تر از این مجموعه میبینم.اما گویی آقای بهشتی وارد دوران جدیدی از کار خود شده است . آزمون رنگ، حضور انسان با شکلی متفاوت ، فرمهای جدید و رک گویی و موارد دیگر . با این همه همانطور که بارها باهم در این مورد حرف زده ایم ، در آشفته بازار کنونی عکاسی ایران مجموعه آقای بهشتی به مراتب تامل برانگیزترو شرافتمندانه تر از کارهایی است که زیر دست چند صد کیوریتر مکاره وول می‌خورند. و نیز نفس واکنش آقای بهشتی به رخدادهای بیرونی احترام برانگیز است . ممنون که همیشه بزرگوارانه همراهی می کنید و آموزه هایتان را با این حقیر به اشتراک می‌گذارید..


مانیا رهبان [ ۳۰ خرداد ۱۳۹۱ ]

ممنون،عکس ها،به هم ریختگی ها و آشفتگی ها،واقعیت روزهای ما هستند.


امید امیدواری [ ۳۰ خرداد ۱۳۹۱ ]

سلام علی جان
چیزی که این چند تصویر را به هم پیوند می زند، پرسپکتیوی مشابه است، که به نظر می‌رسد مانند خط زمان عمل می‌کند و رویداد آشنای هدایت شده‌ی تصاویر بر آن قرار می‌گیرد. شاید این تفسیر تصویری عکاس از داستان آشنای عکس‌ها است؛ ته داستان از نظر عکاس/هنرمند با کمی تردید‌اش امیدوار کننده نمی‌نماید. مکان‌ها در نگاه اول نامتعارف به نظر می‌آیند اما با کمی دقت در همین سایز کوچک، نشانه‌های فرهنگ خودمانی را در آنها می‌یابیم. شاید کیفیت نامتعارف مکانها برای کمی گنگ‌کردن شکل عکس‌ها و زدن چاشنی ابهام به مجموعه باشد. در نهایت گره‌خوردگی هنر عکاس با مسائل معاصر جامعه خویش، پرهیز از بازی‌های اغراق آمیز بصری به نیت بوجود آمدن خلاقیتی! بی‌اساس و تخیلی (که خود عکاس هم نمی‌داند چه کرده) و ... کارهای این دوست عزیزمان را در زمره بهترین های ایران قرار می دهد.

سپاس از تو که در جریان نا امیدکننده عکاسی ایران بهترین‌ها را نمایش می‌دهی.
................. پاسخ مرسی امید عزیز و مهربان ! از افزونه زیبایت هوای این روزها بس سرد است.


رحیم افشاری [ ۳۰ خرداد ۱۳۹۱ ]

بسیار ممنون .
نگاه و بررسی نوشتاری و بصریتان قابل ستایش است.
.................. ممنون آقای افشاری عزیز!


محسن. ب. [ ۳۰ خرداد ۱۳۹۱ ]

درود بر تو، علیرضا. نوشته‌ی خوب و بیانگری بود. لحن نوشته هم دلنشین بود. تنها ایرادی که از دید من وارد است، در مقدمه، آنجایی ست که از «توسل به چادر زنانه، علائم صفوی‌- قجری، و فتوشاپ...» نام بردی. بهتر است وقتی نقدی بر افراد یا آثار داریم، مستند و عینی مثال بزنیم و از واژه‌ها، بی‌محابا، استفاده نکنیم که فرهنگ سازیِ غلط می‌کند. جامعه‌ی ما، بیش از اصلِ جریان، درگیرِ واژه هاست تا -درست یا غلط- از آن‌ها سوءاستفاده بکند. سپاس.................پاسخ : محسن عزیز . من از اپیدمی مسری این روزها حرف میزنم. اپیدمی تکراری که بیشتر باب سلیقه چند مستشرق است تا چیزی بنام هنر ایرانی. ممنون از اشاره ات. از باب شدن این واژه ها که نام بردم نیز موردی نمیبینم. حرفیست که پشتش بی استدلال نیست. شاید در اینده مطلبی مبسوط تر در این باب بنگارم.


ساسان فهیمی [ ۳۰ خرداد ۱۳۹۱ ]

مرسـی


مژده یونس مهاجر [ ۳۰ خرداد ۱۳۹۱ ]

مرسی/خیلی خوب بود...


:
:
:
:
:
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.